تبليغاتX
×××داستان کوتاه،مقاله،دستنوشته××× - اختلاط

×××داستان کوتاه،مقاله،دستنوشته×××

برای شما برای خودم

صندلیشو داده پائین تا موهای سیخش نگیره به سقف.تریپ خفن.. تنها ضد حالش غری در سمت شاگرده. دستشو میبره کنار ترمز دستی ،بین صندلیها. جفت شیشه ها رو میده پائین.موازی پیاده رو آروم میرونه. دو تا بوق میزنه. میاد طرف ماشین ولی یهو راشو کج میکنه میره میشینه تو کمری فضائیه جلویی.- منم بودم ...

دکمه ی فورواردو میزنه.( آها. آها اینم یه معضل دیگه )حواسش میره به نفر بعدی. دستشو میزاره رو شیر سر پای وسط فرمون. - سگ مصب بازم دیر میزنه

دوباره بوق میزنه.دختره محلش نمیذاره . دو تا کلفت بارش میکنه. اگه قبلیه میخواست اتو بزنه این اینکارست.  - هی انه هر چی گفتی هزار روش .

یکدفعه تو پیاده رو نود درجه میپیچه جلوی دو سه نفر. همه وامیستن. از جوب که رد میشه یه تف میندازه اونجا. تو صدم ثانیه نشسته رو صندلی.  مانتوی سبز فسفری،شال آبی،سایه چشم قرمز با چشای قهوه ای. - این چرتو پرتا چیه گوش میدی. اینا که همش دارن اختلاط میکنن. معینی،هایده ای.

خواست ناف تهرونی با عشوه بگه که صدا تو گلوش کش اومد. - ابی ..یی

زیر چشمی به دختر نگاه میکنه.پوزخندی رو گوشه سمت چپ لبش میشینه، طوری که دم موشیش پهن میشه. دستشو دراز میکنه سمت سی دی. ( اینه فقر و فحشا). of

- هی بزن کناردارم بالا میارم..
. پسر به دختره نگاه میکنه بعد به سی دی و بعد هم از تو آینه به صندلی عقب.کولشو میندازه بالا. از شلوغی که در میاد رو 2 تیک میکنه. خط تیکش سیاه و کوتاست. از اگزوزش دود آبی نفتی میاد بیرون.لای کشون میونه ماشینا، گم میشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت   توسط علی   | 

Oneline users :

کدهای خفن جاوا اسکریپت