تبليغاتX
×××داستان کوتاه،مقاله،دستنوشته××× -

×××داستان کوتاه،مقاله،دستنوشته×××

برای شما برای خودم

هواي خانه چه دلگير ميشود گاهي

از اين زمانه دلم سير ميشود گاهي

عقاب تيز پر دشتهاي استغنا

اسير پنجه تقدير ميشود گاهي

صداي زمزمه عاشقان آزادي

فغان و ناله ي شبگير ميشود گاهي

نگاه مردم بيگانه در دل غربت

به چشم خسته ي من تير ميشود گاهي

مبر ز موي سپيدم گمان به عمر دراز

جوان ز حادثه اي پير ميشود گاهي

بگو اگرچه به جايي نميرسد فرياد

كلام حق دم شمشير ميشود گاهي

بگير دست مرا آشناي درد؛ بگير

مگو چنين و چنان، دير ميشود گاهي

به سوي خويش ميكشد مرا چه خون و چه خاك

محبت است كه زنجير ميشود گاهي

پ ن:در قسمت پیوندها نتیجه ی وبلاگ گردی هامو گذاشتم. همشون خوب و مرتبط با ادبیات داستانی به خصوص داستان کوتاه هستند.حتما بهشون سر بزنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 آذر1385ساعت   توسط علی   | 

Oneline users :

کدهای خفن جاوا اسکریپت